نوع مقاله : علمی - پژ‍وهشی

نویسنده

دانشگاه کوثر بجنورد

10.22067/jlkd.2021.48542.0

چکیده

 پژوهش حاضر، جهت بررسی مراکز زایش معنا به­عنوان مسئله­ای قابل پژوهش که می­تواند به گونه­شناسی دقیق­تر شعر نو فارسی منجر شود، به بررسی و مطالعۀ شعر هزارۀ دوم آهوی کوهی (شفیعی کدکنی، 1395) می­پردازد؛ با طرح این پرسش­ها که مراکز زایش معنا در هزارۀ دوم آهوی کوهی کدامند، با یکدیگر چه نوع ارتباطی دارند، در نتیجۀ تعامل این مراکز، فرایند نشانگی نامحدود چگونه پیش می­رود و درنهایت تعدد مراکز تولید معنا چه تأثیری بر جریان حسی- زیبایی شعر دارد. نتایج پژوهش نشان می­دهد که در هزارۀ دوم آهوی کوهی رابطۀ بین شعر و نقاشی از نوع بینامتنیت درون­فرهنگی و بینانشانه­ای است. باز بودن گفتمان دیداری کاشی «مزگت/ مسجد پیر» به شاعر این امکان را می­دهد که گریز از سپهر نشانه­ای بسته و تک­صدای امروز/اکنون به سپهر نشانه­ای باز و چندصدای دیروز/ گذشته را عملی گرداند. با تبدیل کارکرد شمایلی نشانه­های کاشی به کارکرد نمادین در شعر، فضای فیزیکی یا خرده­فضای کاشی تبدیل به کلان­فضا یا فضای مجازی می­شود و زایش معنا را در جریانی به­هم­آمیخته، چندبعدی، سلسله­مراتبی و در فضای ژرف و بی­پهنای تاریخ کهن ایران پیش می­برد. در این جریان، فضای گفتمانیی پدید می­آید که متناقض­ها به جای نفی یکدیگر به همزیستی و تعامل دست می­یابند و "کاشی مزگت پیر" از همۀ گفتمان­ها میزبانی می­کند. در فرایند نشانه­ای دیگر، شمایل­های کاشی تبدیل به نمایه­­­ شده و از طریق استعاره­های ترکیبی بُعد عمیق و غیرمحسوس معنا را خلق می­کند که اشاره به «خود» دارد. در این شعر حس درونی، قوی­ترین بعد حسی- اداراکی است که حواس ظاهری را از کار می­اندازد و درقالب تجربه­ای ناب، راه بردن از خود به بی­خودی را در قالب تصویرهای زیبا و منحصربه­فرد نشان می­دهد. با توجه به این­که در این شعر، مرکز غالب تولید معنا تاریخ و فرهنگ ایران است، در زیرگونۀ مفاخرۀ فرهنگی طبقه­بندی می­شود. پژوهش با رویکرد نشانه­شناسی پساساختارگرا و به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است.